|
در کمپ آوارگان (رهبریت) حـزب دمکـرات ایران چـه میگـذرد ؟ مـلا حظــات عیـنی از سـرهنـگ چیــــا آیا انشعاب ودو دسـتگی دیگری دراورگان رهبریت حزب مزبور درحال تد وین و شـکل گیریســت ؟ اگر چنین است ( کـه هســت) آیااین تضادودودسـتگی هیچ ارتباط ویا پیوندی با اهداف و آرمان جنبـش رهایبخــش خلق سـتمدیده کـرد ــ و بویـژه ؛ با آرمان شــهداء آن دارد ؟؟..... و یا این خود دلیل واضــح و آشـکار د یگریسـت از بحران و بن بسـت (سـیاسـی ــ ایدیولوژیکـی ــ و تشــکیلاتی ) دردسـتگاه رهبري این حزب درشـکل و محتوای " عــام " آنســت ؟ .... بعبارت واضحـتر : آیا تاریخ باردیگـر و بیکـــسان خودرا تکـرار میکــند ؟ ..... میگــویـند: اگـر اصـل یک واقعــه تاریخـی تـراژد یســت ؛ تکـرار آن مضحـــک خـواهــد بـود . بد ینســـان ؛ این اولین بار و..... آخرین بار هم نخواهد بود که رهبران این حزب ؛ بجای اقرارواعتـراف به د رماند گـی (( سـیاسـی و تشـکیلاتی )) خویــش ؛ بجای اینکه یکبار ــ وآنهم فقط یکبار بیاینــد ... و صـاد قانه اعتراف کـنند که بزرگترین ضـربات را برجنبــش " ملــی ــ ودمکــراتیک " خلق کـرد وارد ســاخته اند.... بالعکــس ؛ نمونه کسانی که بهنگام " خطـر و درماندگـی" همه غرایزمبارزه وهنررهبريشــان بیکبـاره فرومیریزد ــ لکـن ؛ بانومیدی میکوشـند تا خودرا قـوی و خونســرد نشــان دهنــد . آری ..... اینها و بسـیاری ســولات دیگر امروزه بر فضای " کمپ آوارگان " رهبریت این حزب؛ معـروفبه کمپ آوارگان ایرانی ؛ طنین انداخته ..... لکـن بسـکوت برگـزار شــده اند!! لـذا نگــارنده ــ میکوشـد که ملاحظات خودرا از دیداری اخیری که ازاین کمپ بعمل آورده ام ذیلا تشریح به این امید که شــاید جوابی داده ــ ومطالعه وتحقیق این تجزیه وتحلیل درگشودن دید ( سـیا سی ــ و ایدولوژیکـی ) بیشترزمینه های " تاریخی ــ وحقیقــی " جنبـش رهایبخــش ما موثرومفید واقـع گـردد . گــرچـه میـدانم : این تذ کرات و افشاگریها ــ هر چند هـم که مبتنی بر ( تاریخ و تجربه ــ و ملا حظات عینی ) باشــند ؛ بمــذاق حضرات و مخصوصا پیروان فریفته و ناآگاه آنان خوش نخواهد آمــد ٠ . لکــن : درراه ریشه کن کرد ن این تمایلا ت انحرافی ... تلخ کامی آنان و پیروانشان اهمیتی ندارد ؛ تامین سلا متی جنبــش آزاد یبخــش خلق سـتمدیده کـرد کـه : با جانبازی و فداکاری هراز نفر از بهترین فرزندان مـرد م کـرد برپاشــده است ..... بر همه چیزمقــد م اســت طبیعی اسـت که : فرجام چنین مبارزه ای هرچه باشـد ؛ باز هم خون و آلام زجر د ید گانی است که : متاســفانه شـماره آنها در این مبارزه ا فزون ازحد خواهد بود ؛ لیکن بهـدر نخـو اهـد رفــت . باشـد که اتحاد و همبستگی مبارزین و آزاد یخواهان کـرد در اینراه ( مقــد س ) به طوفانی بد ل گرد د که تخـته یخهای (( اسـتیلا گری خود ی ــ و نیز د یکتاتوری ارتجـاع حاکم )) را در هر دوزمینه " داخلی ــ و خارجـی " آن درهم شـکند ؛ و بانیروی د فع ناپذ یر " ایمان ــ وآگاهی و فن ــ و اتکاء به توده ها " طلسم افسانه ای (( اتحــاداجبــاری ــ و الحــاق جبـری )) راکه چیزی جز سـاخته و پرداخته اند یشــه و عمـل اسـتعـمار و کارگزاران شـوینیسـت وی نیســت ؛ در هم شـکند وبهار فرخنده ای از : (( آزاد ی و اتحـاد )) برای جامعه و سـرزمین رنج د یده کـرد بارمغــان آورد ``` بهـاری که درآن از بانگ شـوم جغد " جنـــگ و یـرانی " و بویـژه ؛ ازاین فلسفه ارتجاع سنتی حاکم : (( همـه هـد ف ........ لـکن بیهـد ف )) چه درجبهه داخلی ـــ وچه درجبهه خارجی آن آثـاری باقـی نمانـــد . اینـک پــس ازاین توضیـح مختصرو مقدمـه ای میپـردازم باصـل موضوع مورد بحـث. آری : اورگان رهبری حزب د مکرات کـرد ستان ایران برای " د ومین بار" د ر سـه دهه اخیربرسـر دو مرحله مشخص : 1 ـ اسـتیلا گری ــ 2 ـ انحصـار الیگارشـی قدرت به د و جناح (( 1ــ جناح آقای مصطفــی هیجری " د بیرکل فعلی حزب ــ و یارانـش ؛ 2 ـ جناح آقای مـلا عبد للـه حیاکی" د بیر کل پیشین ــ و یارانـش )) تقسـیم و هرجناحی میکوشـد تابرای اثبات وابقاء رهبری خود و یارانـش ؛ علیه جناح رقیـب بــه تبلیـــغ و افشاگری دربین ساکنین کمـپ آوارگان و نیز د ربین هواداران اروپایی خویـش از هیچگونه تلا ش وتبلیغی خوداری نمیکــنند ــ باین امید تاشاید حامیانی برای جناح خود پیداکرده باشــند . ازآنجاوازاینموضع ــ همد یگررا ملا مت و متهم به ترک جبهه جنگ ویا فرارازپایگاه مد یریت ــ ورهبـری جنبــش می کــنند. ` ولی بد بختـانه چنین نیسـت ؛ یعنی نه تنها چنین نیسـت ؛ بلکه سراسر " زند گی پراکتیک تاریخی ــ وملاحظــات عینی " تلخ وناگوار مرد م کـرد" ؛ دراین بخش از میهن آن ؛ ناشی ازشیوه های ســوء رهبری: حزب د مکرات کردسـتان ایران درشکل ومحتوای عام آن یعنی : ( جنـاح 1 و2 ) بوده ــ و هسـت . ١ ــ مرحله اول : تضاد واختلا ف ازد ید گاه د و جناح رقیب چیســت ؟ ... شـامل کسب قد رت وحفظ آن درفرم و محتوای فعلی آن در کمپ آوارگان " درعـراق " ؛ زیرا به تحلیل و برآورد هردو جناح رقیب این پروسـه ازقد رت را مهم ودرواقع آنرا بعنوان پایه واساسی برای بقدرت رسید ن جناح خود ؛ درمرحله : فــــازبازگشـت به کـردسـتان ایـران ؛ تخمین و برآورد مینماینـد .
وامـا مرحله دوم : و یا باصطلاح آنان ( فاز بازگـشت ) چیسـت ؟ ``` پروسه ایست ازتسلط وانحصار قد رت که هردوجناح " 1 و2 " معتقد ند کـه : باعتبارو اتکاء آن درموقع بازگشت به کـردسـتان ایران (( باالگو قـــراردادن " کـردستان عراق" )) آنهاهم میتوانند درشکل وفـرم : حکومت فدرال و یا منطقه خود مختاردر کردستان ایران " رهبری آنرا بد ست گرفته و مآلا ازآن طریق برمردم کـردحکومت خواهند کرد . بعبارت د یگــــــر آقای مصطفی هیـجری ــ و یاآقای مـلا عبد لله حیاکی : ریـس دولت فـدرال کرد سـتان ولابد یاران امــروزشـان وزراء کـابیـنه آنان خواهنـد شــد. زیــراکـه : باعتقـاد و باور هرد و جناح متعارض (( 1 و 2 )) رژیم ایران د یر یا زود برسـر جریان انرژی هسته ای، مانند عراق؛ مورد حمله امریکا ومتحدانـش قرارخواهد گرفت ــ و بنابراین سقوط رژیم ملا یان درایران قریب الوقوع اسـت و .... درنتیجه حضرات رهبری و پیروانشان بزودی به کـردسـتان ایران برگشته و همانطوریکه دربالا اشـاره کرد م؛ در فرایند آن: عنان قـدرت را بدست گرفته ــ وبرمردم کـرد ـ حکومت خواهنــد کـرد...... الـــخ ؟ ! . بقــول شــاعــرایرانی: ترسـم نرسـی به خـانه کعبـه ای اعـرابی زان راه کـه تو میـروی به ترکسـتان اسـت بد ینســان: و د ر ادامه چنین تجزیه و تحلیلهای موهوم و خیالی ... تعجبی ندارد اگر: حضـرات رهبــــــری جناح آقای مصطفی هیجری؛ حتی پارااز اینهم فراتر نهاده و مسـله آیا: ( درحکومت فد رال آینده و قـــریــب الوقوع ــ حزب حکومت کــند یا مردم) ؟ ؟ ... را درجلسـات روزانه و آشـکارخود شـان به بحث و مذاکـــره مــی گـــذارنـد . تابدانجاکه اینموضوع چنان فضای ساکنین کمپ آوارگان " رهبریت " را فراگرفته است که آنها ازخـــود ـ و د یگران میپرســند ... این ماه ــ و یامـاه آینـده ؟ ؟ . `
ود قیقــا هم : بعلت چنین تجزیه و تحلیلهااسـت که: عــلاوه برپیدایـش (( بحـران و بن بســت )) درجنبـش رهایبخــش مردم رنجد یده کـرد ٠ اصـولا هم آرمــان " تاریخـی وحقیقـی" آن بداسـتانی غم انگیزو پرازپرگویهای خیالی و تکـراری میماند که گـویی : (( بازیگــران آن " جنـاح 1 و 2 " سخـت بهــم شـبیه اند)) .
حقیقـت اینـست که این پرگویهای خیالی و تکراری .... هیچ و نه تنها هیچ نکـته تازه و مثبتی را در بر ندارند بلکـه همواره موید این واقعیـت بوده ــ و هسـت کـه : حزب بعنوان یک اورگانیـزم " مســتقل" وجود عینی نداشـته ـــ و در واقع جـزیی از اورگانیزم پیچیده تری اسـت ـــ باتمام ویژگیهای ظـاهری یک حزب یعنی : (( فقــــدان مرکزیت ــ و اراده واحـد و مســتقل )) که در وراء این گـزافه گویها ســرنوشـت جنبــش خلق کـرد را.... بدون قیـد و شـرط به حاکمیت و داوری (( ارتجــاع سـنتی ــ و ســازمانی )) ارجـاع مینمـاینـد .
بد ینســان ؛ گــردانند گان حزب د مکرات کـردسـتان ایران جنـاح " 1 و 2 " فـقط صدای خودرا می شـنوند لکـن خود را فریب میدهند که گویا از آنجـا یعنـی " کـمپ آوارگان " صـدای مردم را میشـنوند ــ و میطـبند که مردم کـرد این خود فـریبیهـا را باور و مورد تاييد و حما یت قـرار داده ــ و بـویــژه ؛ به قصـه های فریبا وخودســاخته شــان باور آورند !! . 2 ــ جناح آقای هیجـری و اطرافیانـش ؛ شــعار تبلیغا تی خود را درمقابله و مبـارزه با جناح رقیب خویــــش یعنـی جناح آقای مـلا عبـداله حیـاکی ــ بر مبنــاء (( پیــروان گنگره 13 ؛ و مخصـوصـا ؛ پیــروان راه دکتــــر قاسـملو )) متمرکزو تبلیـغ مینمــایند..... الــخ .
لذ ا مـایــلم کـه : دراینجــا ــ و بویــژه ؛ درمورد این بخـش از شـعار تبلیغاتی آنان یعنـی : (( پیــروان راه دکتر قاسـملو )) توضیحی داده باشــم ٠ زیــراکه: بنظرمیرسـد که طـرح وعنـوان چنین شـعاری ازجــانب این جناح بیشتر جنبـه یک : (( ترفنــد و تــزویر )) تبلیغاتی را دارد تا یک واقعیـت : منظـور آنســت که تابدینوسـیله و درفـراینـد آن: (( بهـانه و دسـتاویزی )) برای خود مطرح کـردن... و بویـژه : فریب و اغفـــال پیروان سـاده لوح و نا آگـاه خود داشـته باشــند .
زیــرا کـه مفهـوم مخالف این شــعار و یا هر شــعار دیگری ازاین قبیل : آشـکارا بمنزله نا دیده گرفتن: (( نام و مشی سـیاسی بنیانگــذار حـزب دمکـرات کـردسـتان ایران ــ یعنی " شــهید پیشـــوا ```` و دروراء آن نفـی جمهـوری کـردسـتان)) اســت .
بطــوریکـه : تابامـروز مـردم کـرد در مفهـوم و محتـوای " عــام وسـراسـری " : آنرا بعنوان مبناءوالگــو تاریخـی و واقعـی مبـارزات خویـش میـداننـد....... لا غیـر
ازجمله نگـارنده این سـطور " سـرهنـگ چیــا " به اعتبـا و اعتقـاد بآن به جنبـش آزادیبخـش خلـق کرد پیوسـتم ولی درد ستگاه رهبری حزب دمکرات عمـلا شـعار (( تبلیغ بجـدایی مصلحت نیسـت )) راتجربـه کــردم !! . مفهـوم مخالف دیگری که از شعار " پیروان راه دکتر قاسملو" استنباط میگردد اینست که : حضرات درموضـع و موقعیت جدید خود چیز تازه ای برای گفتن ندارند و لذا آشـکارا دروع میگویند . زیــرا : آقای هیجـری قبـلا بمدت 4 سـال تمام دبیرکل این حزب بوده اند ــ پـس چــرا ؟ درآنموقع وی و یاران امروز شان چنين شـعاری را (( پیـروان راه دکتر قاسملو ))رامطرح و بمیان نیاورد ند ؟ ؟ . درغیراینصورت باید پرسـید: این اوضـاح واحوال ــ و موانع مشکلاتی که امروزه برسـرراه جنبـش خلق کـرد موجود ند و.. مآلا موجبات اصالــت و درستی چنین شـعاری را فراهم آورده اند ؛ مشخصا کدامند ؟؟ . ایضا و جالبتر اینکه : آقای مـلا عبد اله حیاکی (( دبیر کل پیشین حزب )) که امروزه مورد اعتراض و اتهــام حضرات قرار گرفته اسـت ؛ مگـر بنا به رای و انتخاب شـماها قبلا و دردو دوره متوالی و بمـدت 8 سـال تمام دبیرکل این حزب نبوده ؟ ــ و بویـژه ؛ همه حضرات دراین مدت از پیروان و مداحـان بــی چــون و چــرای... وی نبودید ؟ ؟ ؛ لـذا این ســوال بخـودی خـود مطرح اسـت : اگراو دراینمدت طــولانـــی" 8 سـاله " راه دکتر قاسملورا (( باعتبا شـعار امروز شـما )) پیروی نکرده است ــ پـس چه راهی را ادامه داده اسـت ؟ . و برعکـس ؛ اگراو راه دکتر قاسملورا پیروی و ادامه داده اسـت ؟ .... دراینصــورت و بویـژه ؛ دراین مقطع زمانی مشخص ؛ چه لزومی به طرح و عـنوان چنین شـعا ری اسـت ؟ .. آیــااین خود دلیل واضح و آشـکاری برای (( مغـالطه و سفسـطه بازی )) حضـرات نیسـت ؟ ؟ .... تا کی مــیخــواهیـد بنام ( این و آن ) خودرا مطرح و بخود و بد یگران دروغ بگوییــد؟ ؟ . پاسـگال دراینبـــاره مینـویســـد : در اطراف ما نه حقیقتـی اسـت و نه عـدالــتی ؛ فقـط عـاد ت جبر مارا دراین جهـان نگـه داشــته وجود مـا غیـراز دروغ و فریب چیـزی نیسـت ؛ خود مان را مسـخره میکنیـم و به خود و دیگـران دروغ میگــوییم . 3 ــ جناح آقای هیجـری خودراازنظر " مـادی و معنوی " مستقل و بی نیاز معرفی ! ؛ همزمان جناح رقیب خودرا به رهبری " د بیرکل پیشین : آقای مـلا عبـدالله حیاکی را ؛ وابسته به اتحادیه میهنی کردستــان عــراق معــرفـی و متهـم میکــنند.... و متقابلا جناح رقیب هم آنان را به وابسـتگی به حزب دمکرات کردستان عراق معـرفی و متهم مینمـاید ```` البته : دراینبـاره (( هـر دو جناح راسـت میگوینـد )) بااین تفاوت : که جناح آقای مـــلاعبداله حیاکی فقط مورد حمایت معنوی ــ ونه مـاد ی ؛ لـکن جناح آقای هیجری : چه از نظر ماد ی و چه ازنظرمعنوی مــورد حمایت و پشتیبانی حزب دمکرات کردستان عراق اسـت ـــ تاجايي که : گویــا پیشـمرگانی که: دارای عقـایدونظــرات مخالف باشـند " تحت عناوین د یگری " به آسـايش (مخابرات ) پارتی معرفی وزندانی میگرد ند ؟ ! و این درحالیسـت که : هردو جناح این وابستگی را انکارمیکـنند (( طبق روال و روش همیشگی شـان )) ٠ تاکیدازنگـارنده ـــ و بنظرمیرسـد که این کمکها درمقابله با کمکهایی اسـت که : اتحادیه میهنی به رقیب سنتی آنان یعنی (( ســازمان کومله )) مینماید .... بطوریکه هردوی آنها " جنـاح آقای هیجری ــ و کومله " باعتباراین کمکهـــا و یا خودازمحل کمکهایی که آنان قبلا از رژیم بعث عراق دریافت کرده اند ؛ به برپایی ایسـتگاههــای تلویزیونی به نامهـای (( روژ و تیشـک )) نموده انـد: دریکلام ؛ وابسـتگی و بازهم وابسـتگی ... لکن بااین تفاوت که : اینبـار(( نه من گویم نه تـو )) بلکه آنهــا خود شان چنین میگوینـد ؛ بقول مولوی شـاعر معروف ایرانی : " آفتاب آمـد د لیـل آفتـاب " .
زيرا که : خـود روهای آخرین مدل روز ازجمله : لانـد ورهای دوکابین کروز : پارک شـده د رگاراژ کـادر رهبـری جـناحهای " 1 و 2 " وبعضـا حتی برای فرزندانشـان و...... د یگروســایل وامکانات رفاهی مد روز ازقبیل : یخچـالهای بزرگ ؛ ماشـینهای رختشـویی ؛ کولرهای باتهویه هوای خنک کـننده خشـک و غیره و غیره ـــــ و بویـژه ؛ که این امکـانات : درجوارو همسـایگی (( فقـرو تنگدستی روزانه وفــراگـیر ))سـایرساکنین کمپ آوارگان و خانواده هـایشـان که خوددراینـراه آواره ــ وسـرگردان شـده اند.
مهمترازآن : این امکانات رفاهی و مد روز (( درجوارو همسایگی )) فقـرو تنگد ستی پیشــمرگانی که بعنوان نگهبان ومحافظ حضـرات " 1 و2 " وخانوادههایشـان اند ... لکن ؛ مجبورند که : هفته ای سـه روز براي امرارمعاش روزانه خودشان به کارگری درشهر بپردازند و... حتی بعضا با تفنگهای واگزاری به نگهبانی شـبانه شـرکتهای خصوصی درشهر میپردازند ــ تاامرارمعاش روزانه خودراتامین کـنند.... آری ؛ اینهمــه تضـادو تباین ... اینهمـه فرق و جـدایی ــ روشن و آشـکار : همـواره و بخـود ی خـود این سـوال را دراذهان و افکار سـاکنین کمپ مزبور ``` و مخصوصا ــ با زدیدکـنند گانی چون (( چیـــا )) مطرح کـرده ــ وخواهــد کـرد که : حضـرات رهبری (( از کجــا آورده ایـد )) ؟؟ !! .
باید باین رهبـران " گمشـدهء راه گشـا " گفـت : خوشـا بحال کـسانی که سـرخودرا مانند کپک د ربرف فـــروبرده و خیال میکـنند که همه چیزد راطرافشـان نا پد ید شــده اســت. پابلوس تورس ؛ یکی ازقهرمانان امریکای لاتین دراینبـاره چنین میگـوید:
بسیاری از امریکای لاتینها توضیح میدهند که توسعه نیافتگی ( سـیاسی و نظامی ) درامریکای لاتین همچون یک دریافت و یک مشی نادرست " دسـتگاه رهبریت " اسـت ؛ بد ینمعنا هربارکه جدایی وانشعابی صور میگیرد آنها (( دسـتگاه رهبریت )) پیامبـرانه پیش بینی میکـنند ....حالا خوب شـد که این جدایی وانشـــعاب " تصـفیه " لازم و ضروربود.... برای تقویت واستحکام جنبـش و واحدهای چـریکی البته اغلب حماقت هایی را زیرسبیل رد میکـنند ؛ وگرنه کـدام : خط مشی ؟ ــ و کدام نحوه عمل ؟ ... دریافت بیگانه ویا محلی نبوده ؟ ؟ ..... و بویـژه ؛ دریافت بیگانه نبوده که دراین قاره " امریکای لاتین " که به مرحله عمـــــل نگذاشتـه انـد ؟ ؟ .
آیا این سخنان ؛ درمفهـوم ومحتـوای یکسـان و مشـابهی ــ و درکنارهم درتبلیغات " د یـروزو امروز" دسـتگاه رهبری حزب دمکرات کردسـتان ایران بطوراخص ــ و درجنبـش خلق سـتمدیده کـرد بطوراعم ؛ همزیستـی نکرده ــ ونميکـــنند ؟ ؟ ؛ تاکـید ازنگــارنده اســت .
4ــ جناح آقای مـلاعبداله حیاکی ؛ داعیه رهبری رابیشتربشـیوه سنتی آن که درحزب دمکرات کردســـتا ن ایران مرسوم و متداول بوده ــ ودرواقع الگوی " فکـری و تشـکیلاتی " رهبری بوده اسـت ؛ برای کــسب ـــــ و ابقاء مجـدد قدرت ازدسـت رفته اش ملاک میـداند ـــ ولـذا معتقد است که جناح رقیب با حیله ونیــــرنگ مخصوصا باسوء استفا د ه ازمصوبات لنگره 13 غصب کـرده اند ٠ بعبارت واضحتر آن جناح علیه ایــن جناح "کود تـا " کرده اســت ـــ تاکیــد از نگـارنده . این جناح برخلاف جناح رقیب خود ــ بویــژه ؛ آقای مـلا عبداله حیاکی معتقد است که باید ازوجود جوانا ن دراورگانهای رهبریت استفاده ــ وحزب رادرجهت " نوگــرایی" سوق داد.... بطوریکه روزانه با جوانان تازه وارد به کمپ به بحث ومذاکره میپردازد ؛ ولی دراینجا این سـوال بخودی خود مطرح است ؛ که چـــرا : ایشان در خلال مد ت دو2 دوره " بمدت 8 سـال " ازدبیرکلی خود ازچنین فکرواندیشه نوآوری استفاده نکرده وآنرا بسـکوت برگزارکرده اسـت ؟ ! ..... ولــذااین احتمال مطرح اسـت که: وی دررابطه باانحصارطلبی " حـاد ومـزمن " جناح رقیب امروزه خود ؛ چنین موضوعی راعنوان ومطرح میکــند . زیــراکـه : جناح آقای هیجری یعنی " جناح درقد رت " ؛ درموضوع ( جـوان گـرایی ) یعنی ســپردن مـسو لیت به نسـل جوان وفعال که دروراء آن ``` ظهورو پیدایش پدیدهایی چون : (( دانـش وتخصص ــ وآگــاهـی و فـن )) مطرح اند ؛ برای موقعیت جدید خود یعنی : ( تسلط وانحصارگری قدرت ) که ازقضا سخت بـدان نیـازمـند ـــ و وابسته اند .... خالی ازخطرنمیــداننــد. چــراکه بسـیارند جوانانی که : باایمان واعتقاد به آرمان واهداف " والاومقدس " جنبــش ؛ وبا زمینـه هــای تحصیلی د یپــلم ــ فوق دیپــلم .... وحتی لیسـانس که : باامیدوآرزوی فـراوان خانه وکاشانه خودراترک وبــه کمپ آوارگـان " رهبریت " مراجعه ـــ ولی آنان بزودی ودرعمل درمیابند کـه (( ارتجاع در قـدرت )) نــــه تنهـاهیچ رغبت و تمایلی به اسـتفاده ازوجود آنان نشـان نمیـدهد ــ حتی؛ برعکــس : حضورووجـود آنانرا خطربالقوه ای برای موقعیت " جـدید و انحصاری " خودشـان تلقی ـــ ولـذااین جـوانان به ناچارمجبوربه بازگـشت ``` ویا بعنوان عنصـر بلاتکلیف وسـرگردان درحول وحوش " کمپ آوارگان " به زندگی " امـروزوفـردا " میگذرانند . تـابه تدریج در بوروکـراسـی " سـنت گرای " رهبریت ؛ آن شـوروشـوق را که بخاطرآن خانه وکاشانه خـودراترک کرده بودند ازدست میدهند ؛ واین همان چیزیست که : مشـی " سـیاسـی ــ وتشـکیلاتی " رهبری ایـن حـزب برآن استواربوده ــ وادامه دارد . زیــرا: نگاه گذرا به میانگین سـنی اورگان رهبـری این حزب :(( 0 6 تا 0 7 )) سـالگی ``` بویـژه ؛ ودراینـراه تعدد مسولیتهاییکه آنان برای خود و بمیل خویـش برگزیده ــ ودرانحصاردارند ؛ نشـان روشــــن وآشـکاری است ازچنین : (( شـرکت تعاونی الیگارشی قد رت )) آنانســت ` برای نمونه میتوان ازمسولیهایی که : آقای حسن شـرفی برای خود برگزیده ودرانحصارخوددارد ؛ نام برد : 1 ـ جانشین دبیرکل 2 ـ مسول سیاسی 3 ـ مسول نظامی 4 ـ مسول روابط خارجیـی : البته دررابط بـــاحزب دمکرات کردستان عراق 5 ـ سخنگوی جناح آقای هیجری...... الـخ .
توخود حد یث مجملی بخـوان ا زاین داستان . بعبارت د یگر: یاهمه چیز یاهیچ چیز و درواقع هــم زند گي آنان بین این مقوله درنوســـان اســت . آیادرچنین شـرایطی و بد ینسـان : زمینه وامکانی برای گـذارازاین انحصارگری " حـادو مـزمن " به نـــو گــرایی ..... برای نیـروهای جوان وفعال که: میتواننـد درزمینه های (( دانــش وتخصص ــ وآگاهی وفـن )) مثبت وبرای جنبــش خلق کـرد ــ مثمر ثمر وآینـده ســاز باشـند ؛ وجود دارد ؟ ؟ . شــایان ذکـراسـت : نگارنده این سـطوردربهار سال گذشته برای دیدن دوستی بدانشـگاه اربیل ؛ درکردستان عراق رفته بودم ؛ درآنجا برحسب اتفاق بادانشجوی کرد ایرانی دررشته تاریخ برخورد کردم ؛ اومیگفت کـه عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات ایران است ــ وقتیکه ازاوسوال کردم : پـس وظایف حزبی اش را چگــونه انجام میدهد ؟ ؛ جواب وی این بود که: (( درحـزب کـاری نیسـت ــ ولـذابهتردانستم که لااقل به تحصیلاتــم بپردازم ! ! ؛ آیااین سخنان بظاهر ســاده ــ ولی درواقع " ژرف وپرمعنی " این دانشجوی جوان (( عمــق و ـژرفای )) انحصارواسـتیلاگـری الیگارشی ســران اینحزب را ــ درمفهوم واقعـی " حـادو مزمن " آن ؛ نشــان نمیدهد ؟ ؟ ؛ آیابحران وبن بسـت موجود درجنبــش مردم رنجدیده کـرد ؛ باوجود وادامه چنین نظـــام و وسیسـتم رهبری (( ارتجــاعی ــ و انحصارگـرا )) ؛ فـرجام والتیام خواهـدیافـت ؟
آیا این تضاد وجناح بند یها.... ودرفرایند آن..... این شعارهای انحرافی ــ وفریبکـارانه خود بمنزله آشفتگی (( سـیاسـی ــ وتشـکیلاتی )) آنان نیسـت ؟ ..... آیا وقت آن فرا نرسـیده است که ایندوران " فسـیل گــرایی " بخاطــر بقـاء وسـلامتی جنبـش آزادیبخـش خلق سـتمدیده کـرد ؛ پایان یابد ؟ ..... وآنرا به نسـل جــــوان؛ فعــال ــ وآگــاه ؛ واگــذارند ...... وخود به تماشـا بنشــینند ٠ چه تماشاي زيبا و پراز اميد و آرزو براي مردم کرد٠ زیــراکـه : مردم کـرد ومبارزین آگاه ومومـن ومعتقـد بآرمان " واقعـی و تاریخـی " آن بخوبی میداننـد که: وضعیت تراژدیک ــ وغم انگیزجنبـش " ملـی ــ ودمکراتیـک " وی بشـکل کنونی آن نتیجه وعصاره وفشــرده وبیانگر: تمامی تاریخ جریانهای " خاص ومشخصی " اسـت ــ که گذشته وفعلیت آنرا میتوان ( وبایـد )درپرتوهمین خط مشی (( سـیاسی ــ ایدولوژیکی ــ و تشـکیلاتی )) نادرسـت کادررهبری اینحزب بررســـی وارزیابی کرد..... که چون تاریخ و حقیقـت مولود وموجد اصلی این موانع و مشـکلاتی شـده اند که : امـروزهبرسـرراه خلق کـرد قـراردارند . یعنی اینـکه : امروزه پـس ازگذشت حدود سـه دهه ازجنبـش اخیردرکـردستان ایران ؛ دیگرآن دهقان ســاده لوح کـرد هم ؛ بتجربه ودرعمل به منشـاء و ماهیت این " شـعارها ــ وخطـابه های " منبـری ــ وخالـی " از محتوا پی برده و متوجه این حقیقت تلخ وناگوارشده است که: جنبـش درلوای شـوم و مخرب چنین " لاف و گزافهای " خود بزرگ بینانه درچنان سراشیبی قرارگرفته که راهی بجلو یا عقب ندارد .
مانــس اشپرنر؛ در کتاب " جباریت " چنین می نویسـد : مادام که: شـرایط و مناسبات زاییده اوهام و خرافات باقی است ``` ظلمت وکهنه پرستی هم دوام دارد ؛ کهنه پرستی وخرافات که فرد جاه طلب باتکاء آن به جایگاه خدایی میرسـد ``` ازشرایطی برمیخیزد که نافی زندـ گی انسانی : (( آزادی وآگاهی )) است ؛ البته نیازدیگری هم وجود دارد که پاسخ بآن موجب تسهیل کاراین(( جـاه طلبـی وغـرور )) میشود ` هرملتی به راهبروراهنما احتیاج دارد ` اینــکه: اکثررهبران فـریبکاراز آب ازآب درمیآینـد ؛ صدمه وخسرانی است که ازرهگذراین احتیاج به مردم وارد میشود ؛ ولی این لطمــه نافی آن نیازوتمنا نیسـت ......... نیازی که ازقضا دردورانهای سختی وناچاری بیشترخود نمایی میکـند ؛ تفاوت بین رهبرراه گشا ـــ وشـرلاتان نه فقط ازنظرسیاسی ..... بلکه ازنظرروانشـناسانه نیزاهمیت فــراوان دارد .
پــایــان
آگـوسـت ســال: 6 00 2 میـلادی
چیــــا :chia.rabii@yahoo.com
مــالـمو ــ ســـو۪یـد .
|