نگاه امنیتی و تمرکز گرایانه جمهوری اسلامی ایران

 به چالشهای قومی در ایران

یکی از ویزگیهای استراتزیک ایران ، چند ملیتی بودن آن است و مسئلة اقوام و ملیتهای گوناگون در ایران همواره از مهتمرین چالشهای جدی نظامهای حاکم بر ایران بوده است بطوریکه نحوه برخورد با این مسئله از یک سو حاکی از طرز نگاه حاکمیت و از سوی دیگر سطح توجه به مطالبات و خواست ئیتنیکی ملیتهای درون ایران به شمار می رود، نظام جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همواره با آن دست به گریبان بوده است از اینرو مدیریت سیاسی حاکم از جانب رژیم ایدئولوژبک اسلامی نه تنها کثیر الملله بودن ایران را مورد انکار خود قرار داده است بلکه با سیاستها ی ضد دمکراتیک و حقوق بشر مدام در صدد تشدید تمرکز گرایی و تضییع حقوق ملیتها ی خویش بوده است. بر این اساس رژیم حاکم بر ایران از منظر تهدید به این پدیده نگریسته و عملا مدل و راه حل مناسبی برای حل مناقشه و چالشهای قومی خود جز سرکوب و انکار و ساده سازی و سرپوش گذاشتن ارائه نکرده است.

با این حال متن مقاله ای که توسط مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با همکاری دستگاههای امنیتی به رشته تحریر در آورده  و در بین  نمایندگان مجلس در سال 1385 بصورت محرمانه پخش نموده است در معرض دید خوانندگان گذاشته می شود.

پر واضح است نگاه کلی حاکمیت(تا آن حد که نمایندگان ملت می توانند به آن دسترسی داشته باشند) در این رابطه در آن مقاله ارائه گردیده است که توجه خوانندگان عزیز را بدان جلب می نمائیم:

زانیار- سردشتی

شروع

قدرت نرم، تهديدها و فرصت‌هاي آن بر امنيت ملي ايران با تأكيد بر قوميت‌ها

مقدمه:

پيش‌بيني مي‌گردد پيروزي دموكرات‌ها در انتخابات ميان دوره‌اي كنگره و برتري آنان در مجالس سنا و نمايندگان، رويكردهاي جديدي را در سياستگذاري خارجي آمريكا در نحوه‌ي تقابل با جمهوري اسلامي ايران به‌وجود آورد؛ زيرا راهبرد جمهوريخواهان به‌ويژه نومحافظه‌كاران تأكيد بر مؤلفه‌هاي قدرت سخت‌افزاري و ايجاد تهديدهاي برون مرزي است ولي دموكرات‌ها به طور سنتي تأكيد بيش‌تري بر جنبه‌ي نرم‌افزاري قدرت و تأثيرگذاري از درون دارند و معتقدند شانس موفقيت دستيابي به گزينه‌هاي مهار، تغيير رفتار يا تغيير تدريجي رژيم با تأكيد بر مؤلفه‌هاي داخلي تأثيرگذاري بهتري دارد.

اگر سياست جمهوريخواهان مبتني بر تهديدهاي نظامي، منزوي كردن و ايجاد اجماع نسبي براي اعمال تحريم‌هاي جزئي و گسترده است، سياست دموكرات‌ها مبتني بر يك «راهبرد تلفيقي» است كه در آن بهينه از هر دو مقوله قدرت سخت‌افزاري و نرم لحاظ شده باشد؛ در نتيجه در ميان مدت به‌طور همزمان شاهد اتخاذ سه استراتژي «سياست تهديد و تطميع»، «فشار از بيرون تغيير از درون»، «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا» در سايت خارجي آمريكا خواهيم بود.

حمايت آمريكا از بسته‌ي پيشنهادي گروه 1+5 نمونه‌اي از سياست «چماق و هويج» است كه در آن ايالات متحده، ايران را تهديد مي‌كند در صورتي كه به اين پيشنهاد جواب منفي دهد، تحريم‌هايي را بر اساس بند «41» فصل هفتم منشور ملل متحد عليه اين كشور تصويب خواهد كرد و اگر با توقف غني‌سازي اورانيوم موافقت نمايد، مي‌تواند از بعضي مشوق‌هاي اقتصادي و سياسي بهره‌مند گردد.

در گزينه‌ي «فشار از بيرون، تغيير از درون»، ايالات متحده همسو با افزايش تدريجي فشارهاي خارجي تلاش مي‌نمايد به بهانه‌ي حمايت از آزاداي‌هاي مدني و نهادينه كردن دموكراسي و حقوق بشر، بسترهاي ناامني را در داخل كشور تقويت نمايد و سرانجام در راهبرد «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا» امريكا برنامه‌ريزي مي‌كند آستانه‌ي تهديد را به حدي رساند كه كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران را در حوزه‌ي ديپلماسي هسته‌اي، نقشه‌ي راه و نظام سياسي ـ امنيتي خاورميانه وادار به عقب‌نشيني و امتياز دهي نمايند. به‌ويژه تجربه‌ي جنگ افغانستان، عراق و لبنان به آنان آموخته است كه استفاده‌ي صرف از مؤلفه‌هاي سخت‌افزاري براي تغيير بافت سياسي ـ هويتي خاورميانه كافي نمي‌باشد.

ابزارهاي قدرت نرم، مؤلفه‌هاي اجتماعي و هويتي است كه خود را پس از ورود به يك نظام سياسي و كنش و و اكنش متغيرهاي داخلي، به‌صورت خروجي‌هاي سياسي ـ امنيتي نشان خواهند داد.

به‌عبارت ديگر استفاده‌ي ابزاري آمريكا از مقوله‌هاي مانند دفاع از حقوق اقليت قومي ـ مذهبي، حقوق زنان، آزادي بيان، آزادي مطبوعات و... اين پتانسيل را خواهد داشت در صورت عدم برنامه‌ريزي صحيح از طرف جمهوري اسلامي ايران به‌صورت واگرايي‌هاي قومي، تمايلات تجزيه‌طلبانه  و ناامني‌هاي داخلي جلوه‌گر شود و شاهد تبديل متغيرهاي اجتماعي به تهديدهاي نوين سياسي ـ امنيتي در ميان مدت باشيم. به‌ويژه مسائل قوميتي و هويتي كه در مقاطعي از تاريخ از جمله مشروطيت، شكل‌گيري دولت مدرن، سال‌هاي پاياين جنگ جهاني دوم و پس از انقلاب اسلامي در بعضي مواقع تبديل به تحركات حاد سياسي و گاه خشونت‌آميز شده است.

به‌دليل اين‌كه پيش‌بيني مي‌گردد راهبرد ايالات متحده براي تغيير رژيم يا تغيير رفتار در ايران در سال 2007، مبتني بر جنگ نرم، فورپاشي از درون و در چارچوب خاورميانه جديد پيگيري شود، در تنيجه به‌منظور حفظ وحدت، يكپارچگي و امنيت ملي توصيه مي‌گردد اقدام‌هاي پيشگيرانه لازم براي شكست سناريوهاي تهديدزا در عرصه‌ي نرم‌افزاري انجام ديگر و به يك حرد جمعي و اجماع عقلي در مورد نحوه‌ي تعامل با اين‌گونه تهديدها دست يافت. به همين منظور هدف از تدوين اين گزارش اين است كه علاوه بر بررسي ابزارهاي نرم‌افزاري آمريكا عليه ايران به راهكارهاي مناسب براي خنثي‌سازي يا تضعيف اين نوع از تهديدها نيز اشاره گردد.

قدرت نرم و تهديدهاي آن عليه امنيت ملي ايران

مهم‌ترين محورهاي تهاجم نرم‌افزاري ايالات متحده عيله جمهوري اسلامي ايران عبارتند از:

تضعيف انسجام و يكپارچگي ملي

ايالات متحده برنامه‌ريزي مي‌كند اختلاف و بي‌اعتمادي ميان جامعه و حاكميت و از طرفي ميان كارگزاران نظام را افزايش دهد و براي دستيابي به اين هدف، از روش‌هاي زير استفاده مي‌كند:

الف) ايجاد ميز مخصوص مطالعات ايران در وزارت خارجه و گسترش دفاتر و مراكز مخصوص در شهرهايي كه محل تردد تعداد زيادي از ايرانيان است.

در اين ميان شهرهاي دوبي، باكو، استانبول، نجف، كربلا، بصره و شهرهاي اروپايي كه محل تجمع پناهندگاني ايراني است، در اولويت قرار دارند.

مهم‌ترين اهداف آمريكا از ايجاد چنين دفاتري عبارتند از:

ـ جمع‌آوري، تحليل و كاناليزه كردن اطلاعات واقعي مربوط به داخل ايران.

ايالات متحده براي انجام هرگونه اقدام خصمانه عليه ايران به مواد خام اطلاعاتي در مورد بافت جمعيتي، شرايط اقتصادي، سياسي و اجتماعي و ميزان مقبوليت و مشروعيت حاكميت در جامعه نيازمند است و كساني مي‌توانند اطلاعات دقيقي ارئه دهند كه به‌طور دائم به ايران رفت و آمد داشته باشند، به‌عبارت ديگر آمريكا تلاش مي‌كند با كار اطلاعاتي بر روي افرادي كه پتانسيل لازم براي مخالفت با جمهوري اسلامي ايران بهره‌برداري نمايد.

هدف ديگر آمريكا تمركز روي ايرانياني است كه در اردوگاه‌هاي پناهندگي اروپا اقامت دارند و چون اكثر آنان به بهانه‌ي نداشتن آزادي‌هاي سياسي و مذهبي پناهنده شده‌اند، ايلات متحده تلاش مي‌نمايد با بزرگنمايي آن، ايران را در نزد افكار عمومي به‌عنوان كشوري كه ناقض حقوق بشر (نقض حقوق اقليت‌ها و گروهاي قومي، آزادي سياسي، آزادي اجتماعات و...)است، معرفي نمايد و طوري تبليغ نمايد كه شرايط داخلي ايران طوري است كه اقليت‌هاي قومي ـ مذهبي اسكان در اردوگاه‌ها را به ماندن در داخل كشور ترجيح مي‌دهند.

ـ جذب نخبگان اقتصادي، علمي، سياسي و فرهنگي و انتقال آنان به آمريكا ياتبديل آنان به عناصر نفوذي دشمن در نهادهاي مهم نظامي، اقتصادي، مالي و امنيتي.

از طرفي نخبگان جامعه پس از «شست و شوي مغزي» و برگشت به جامعه مي‌توانند در قشر وسيعي از جامعه تأثيرگذار باشند. هدف ديگر آمريكا از اين اقدام چالش در مسير توسعه و پيشرفت كشور است.

ب) برگزاري كنفرانس‌ها و همايش‌هاي متعدد با موضوع قومي ـ هويتي در ايران به‌منظور دستيابي به يك اجماع نسبي در ميان نخبگان علمي و آكادميك.

در اين ميان آمريكا به همراه لابي صهيونيست به منظو پشتوانه‌ي علمي براي انجام اقدام‌هاي خصمانه خود تلاش خواهند كرد همايش‌ها و سمينارهايي را با موضوع‌ها قومي ساماندهي و سازماندهي نمايند تا با ايجاد جنگ رواني، محيط قواعد بازي را عليه جمهوري اسلامي ايران بسيج نمايند و به‌منظور تأثيرگذاري بهتر بر محيط داخلي ايران برنامه‌ريزي مي‌كنند از رجال و افراد ذي‌نفوذ قوميت‌هاي مهم ايران نيز دعوت به‌عمل آورند.

ج) ساماندهي و سازماندهي ايرانيان مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور

ايالات متحده به‌منظور استفاده‌ي بهينه از تمام ابزارهاي خود تلاش خواهد كرد با حمايت مالي و سياسي از گروه‌هاي سياسي تبعيدي به‌عنوان عاملي براي افزايش فشار سياسي براي تغيير رفتار ايرانيان بهره‌برداري نمايد و از طرفي با ايجاد محيط مجازي رسانه‌اي و تأسيس رسانه‌هاي صوتي ـ تصويري فارسي‌زبان و دعوت از رهبران گروه‌هاي اپوزسيون، علاوه بر مطرح كردن آنان در سطح جامعه، برنامه‌ريزي نمايد از طريق آنان شكاف‌هاي قومي ـ اجتماعي را نيز در جامعه افزايش دهند.

د) گسترش اختلاف ميان گروه‌هاي شيعي و سني به‌ويژه در كردستان، تركمن صحرا و بلوچستان.

ايالات متحده به‌منظور گسترش شكاف‌هاي مذهبي و با توجه به اين‌كه اكثريت شهروندان كرد، بلوچ و تركمن داراي مذهب تسنن مي‌باشند تلاش مي‌كنند با دامن زدن به فقدان آزادي‌هاي مذهبي و بي‌اعتناي به دولت مركزي به سنت‌هاي مذهبي آنان؛ احساس ناامني را در ميان اقليت‌ها ديني تقويت نمايند و بسترهاي منازعات قومي ـ مذهبي را در كشور افزايش دهند.

2. تأسيس، تقويت و حمايت از سازمان‌هاي غير دولتي ......... با عناوين بشر دوستانه

در همين راستا «موريس كاپيتورن» ـ نماينده‌ي ويژه‌ي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل ـ در سخنراني خود در نشست پنجاه و هشتم اين كميسيون به تارخ 16 آوريل 2006 در ژنو به صراحت بيان كرد كه آذري‌هاي ايران بزرگ‌ترين گروه قومي در ايران مي‌باشند كه حقوق اساسي آنان از طرف دولت مركزي نقض مي‌گردد.

همچنين نمايندگان پارلمان اروپا در اجلاس ماه اكتبر 2005 در قطعنامه‌اي رفتار دولت ايران با اقليت‌هاي قومي ـ  مذهبي به‌ويژه كردها را محكوم كردند.

3. فعال شدن مراكز پژوهشي آمريكا در موضوع‌هاي مرتبط با مسائل قومي در ايران

دو مؤسسه‌ي مهم آمريكا به نام «بروكينگز» و «امريكن اينترپرايز» فعاليت‌هاي پژوهشي خود را در مورد موضوع‌هاي قومي در ايران افزايش داده‌اند.

«مارك پالمر» مدير «مركز سياست خاورميانه‌اي سابان» در مؤسسه‌ي «بروكينگز» معتقد است تنها را تغيير رژيم ايران پيگيري جنگ نرم با استفاده از چهار تاكتيك  «دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي، ساماندهي نافرماني مدني و دامن زدن به مسائل قومي و نژادي است».

مايكل لدين، ريچارد پرل، داگالاس فيث، پل ولفوويتس و جان بولتون از مهم‌ترين پژوهش‌گران مؤسسه‌ي پژوهشي «امريكن اينترپرايز» مي‌باشند كه بر ايجاد تهديدهاي نرم‌افزاري با استفاده از جنگ رواني و ايجاد و ناآرامي‌هاي مدني تأكيد مي‌نمايند، به‌عنوان مثال «مايكل لدين» در سال 2001 مؤسسه‌ي «اتحاد براي دموكراسي در ايران» را پايه‌گذاري نمود و «برنامه‌ي ائتلاف براي مردم‌سالاري در ايران» متأثر از انديشه‌هاي وي مي‌باشند.

4. افزايش منازعات قومي، مطالبات دانشجويي و صنفي

مخاطبان قدرت نرم بيش‌تر قوميت‌ها، كارگران، دانشجويان، نخبگان علمي، روزنامه‌نگاران و سرمايه‌دارن خواهند بود. به‌طوري كه سه طيف دانشجويان، نخبگان علمي و روزنامه‌نگاران را بيش‌تر از طريق نقض آزادي و حقوق بشر تحريك مي‌نمايند.

طيف سرمايه‌داران را از طريق بزرگنمايي تهديدات اقتصادي، مسؤليت و قصور دولت در اعمال تحريم‌هاي اقتصادي و افزايش ريسك سرمايه‌گذاري در ايران بسيج مي‌نمايند.

طيف قوميت‌ها را از طريق نقض آزادي‌هاي مذهبي، عدم تمايل حاكميت به مشاركت سياسي توده‌هاي قومي، عدم توجه دولت به توسعه و عمران استان‌هاي مرزي و ... و سرانجام طيف كارگران را نيز از طريق ايجاد دامن‌زدن به ركود اقتصادي و تورم تحريك مي‌نمايند.

در اين ميان تحريك گروه‌هاي قومي در اوليت برنامه‌هاي آمريكا قرار دارد؛ زيرا جمهوريس اسلامي ايران كشوري با تكثير قومي، فرهنگي و نژادي است كه دين، سرزمين، فرهنگ و تاريخ مشترك حلقه‌ي اتصال اين جمعيت ناهمگن به يكديگر است و مطالعات جامعه‌شناختي نشان مي‌دهد كه شكاف‌هاي قومي ـ زباني يكي از مهم‌ترين دلايل منازعات داخلي و تهديد امنيت ملي در اين‌گونه جوامع است.

ايالات متحده برنامه‌ريزي مي‌كند واگرايي قومي را با نفوذ در ميان  افراد ذي‌نفوذ قبايل تشديد نمايد تا انسجام ملي را براي دفاع از نظام تصميم‌گيري حاكميت كاهش دهد كه مهم‌ترين آن‌ها در شرايط كنوني تضعيف  ديپلماسي فعال هسته‌اي و تلاش براي پذيرش يك ايران اتمي در نظام امنيت منطقه‌اي خاورميانه است. از طرفي اكثر استان‌هاي مرزي ايران نوعي تشابهات فرهنگي، نژادي و زباني با كشورهاي همسايه دارند به‌طوري كه خوزستان عرب زبان با عراق و كويت، آذربايجان با تركيه و جمهوري آذربايجان، بلوچستان ايران با بلوچستان پاكستان، كردستان ايران با كردستان عراق و ... و اين مسأله باعث مي‌گردد در مواقعي كه رقابت ايران با اين كشورها افزايش مي‌يابد؛ از اين ويژگي‌ها براي گسترش ناامني‌هاي قومي در داخل كشور بهره‌برداري نمايند. ايالات متحده نيز برنامه‌ريزي خاصي را در كشورهاي همسايه ايران براي دامن‌زدن به بي‌اعتمادي انجام مي‌دهد.

پروسه‌ي آمريكا تبديل مشكلات قومي به تعارض و سپس هدايت آن به سمت منازعات قومي محلي و كشوري با گسترش تمايلات ناسيوناليسم قومي است.

وقوع بحران‌هاي قومي و توسعه‌طلبي دولت‌هاي بزرگ يا همسايه در مناطق مرزي متأثر از كاهش قدرت حكومت مركزي، اختلاف درون ساختاري، دوران گذار در عرصه‌ي داخلي، شرايط اقتصادي، فرهنگي و تمركز صرف روي چالش‌هاي خارجي است.

اعمال تبعيض‌هاي مذهبي، افزايش رقابت با كشورهاي همسايه، شكل‌گيري احزاب بر اساس قوميت‌ها، تمركزگرايي، توسعه‌ي ناهمگن و ... بعضي از عوامل تشديد كننده منازعات قومي است.

«جيمز بيكر» و «لي هميلتون» كه در ششم دسامبر 2006 (15 آذر 1385) به دولت و كنگره ارئه نمودند، توصيه كرده‌اند در صورتي كه جمهوري اسلامي ايران، حمايت از گروه‌هاي شبه نظامي عراق را متوقف نكند، آمريكا مي‌تواند ناامني داخلي در اين كشور را با اطلاعاتي كه از تكثر قومي ـ هويتي ايران دارد افزايش دهد و ادمه ناامني در عراق را به صورت بازي با حاصل جمع منفي تغيير دهد.

 5. بسترسازي براي پذيرش حاكميت فرهنگي

ايالات متحده با سرمايه‌گذاري ويژه در بخش‌هاي رسانه‌اي و اينترنت برنامه‌ريزي مي‌كند. موج آمريكا ستيزي را در خاورميانه كنترل و كاهش دهد. از طرف ديگر با گسترش فيلم‌هاي و سريال‌هايي كه هژموني اقتصادي، نظامي، سياسي و فرهنگي آمريكا را تبليغ مي‌نمايد، تلاش دارد بسترهاي لازم براي پذيرش فرهنگ ليبرال دموكراسي را مهيا نمايد. زيرا پذيرش حاكميت فرهنگي پيش‌نياز پذيرش حاكميت اقتصادي، سياسي و نظامي است بدون اين‌كه لازم باشد هزينه‌هاي زيادي مصرف گردد.

راهكارهاي جمهوري اسلامي ايران براي خنثي‌سازي تهديدهاي نرم‌افزاري

توصيه مي‌گردد جمهوري اسلامي ايران به منظور تضعيف سناريوهاي تهديدزا، اقدام‌هاي پيشگرانه زير را انجام داده يا تقويت نمايد.

1.توجه بيشتري به فناوري ارتابطات به‌ويژه در عصر جهاني شدن اطلاعات

رسانه‌هاي صوتي ـ تصويري ـ ديداري (مطبوعات) و اينترنت نقش قابل ملاحظه‌اي را در مديريت افكار عمومي، تقويت انسجام ملي، فرهنگ‌سازي و مهار تهاجم نرم‌افزاري آمريكا به عهده دارند. در اين ميان نقش صدا و سيما، وزارت اطلاعات، مخابرات و فرهنگ و ارشاد اسلامي برجسته‌تر از ساير نهادهاست.

2.افزايش مشاركت حداكثري مردم در نظام‌هاي انتخاباتي كشور به‌ويژه در استان‌هاي مرزي

در اين كاركرد، نقش وزارت كشور، شوراي نگهبان، وزارت اطلاعات و صدا و سيما برجسته‌تر از ساير نهادهاست و توصيه مي‌گردد به منظور افزايش راقبت سالم و مشاركت حداكثري، تمام احزاب و جريان‌هاي سياسي كه به نظام جمهوري اسلامي ايران و قانون اساسي پايبند مي‌باشند، نمايندگاني را در انتخابات داشته باشند و در زمينه‌ي تأييد صلاحيت‌ها تا حد ممكن تلاش نموده تنوع افكار و سليقه‌هاي گوناگون رعايت گردد. به‌ويژه در مورد نمايندگان قوميت‌ها توصيه مي‌گردد از سخت‌گيري‌هاي بي‌مورد اجتناب گردد. دستيابي به مشاركت حداكثري مي‌تواند مشروعيت كارگگزاران نظام را افزايش دهد و تصميم‌گيري‌ها را از يك پشتوانه ملي برخوردار نمايد و قدرت نظام تصميم‌گيري را به اقتدار تبديل نمايد كه نمادي از وجود قدرت نرم در داخل كشور است.

افزايش مشاركت سياسي قوميت‌ها نقش مهمي را در كاهش امنيتي شدن قومي ايفا مي‌نمايد.

3.افزايش توجه به مطالبات قومي

توصيه مي‌گردد رسيدگي به مطالبات قومي به‌ويژه در استان‌هاي مرزي افزايش يابد، زيرا بخش قابل توجهي از گروه‌هاي قومي مانند بلوچ ‌ها، عرب‌ها، آذري‌ها، كردها و تركمن‌ها در مناطق مرزي كشور زندگي مي‌كنند و بدون ترديد وحدت و انسجام ملي كشور مرهون همزيستي و روابط مسالمت‌آميز اقوام با يكديگر است و هرگونه افزايش عقله‌ي سياسي ـ معنوي اقوام به دولت مركزي باعث افزايش اقتدار نظام و تضمين بهتر امنيت ملي مي‌گردد و باعث مي‌گردد آنان تصميمات دولت مركزي را در تعارض با تعلقات هويتي خود احساس نكنند.

4. تقويت وابسته‌هاي اطلاعاتي در سفارتخانه‌ها جمهوري اسلامي ايران در كشورهاي همسايه كه به نحوي با استان‌هاي مرزي تشابهات فرهنگي، زباني و نژادي دارند.

5. ارتباط مستمر نمايندگان شهرهاي استان‌هاي مرزي در مجلس شوراي اسلامي و انتقال مشكلات آنان به كميسيون‌ها تخصصي و تذكر به افراد مسئول

توصيه مي‌گردد سفرهاي استاني نمايندگان به‌ويژه شهرهاي كه محل سكونت قوميت‌هاي ايران است افزايش يابد و ضرورت دارد قبل از اين‌كه مشكلات قومي به چالش‌هاي قومي تبديل گردد، راهكارهايي علمي براي حل مشكلات اين استان‌ها انجام شود، زيرا عناصر اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل در كوتاه‌مدت برنامه‌ريزي خواهند كرد، با بزرگنمايي مشكلات قومي آن را به چالش‌هاي قومي و سپس تعارض‌هاي قومي تبديل نمايند.

6. مشخص نشدن آمارهاي قومي به‌صورت آشكار در سرشماري نفوس و مسكن سال 1385

 يكي از ابزارهاي مورد نياز براي گسترش ناامني‌هاي قومي، دسترسي به اطلاعات قابل اعتماد از تعداد و تركيب دقيق قوميت‌ها و ميزان اسكان آنان در استان‌هاي مرزي است كه دشمنان نظام حتي در صورت تأمين بودجه فراوان نيز قادر نخواهند بود به اطلاعات دقيقي در اين مورد دست يابند، در نتيجه اگر در سرشماري نفوس و مسكن با هزينه‌هاي ملي تعداد و تركيب جمعيتي اقوام را به‌صورت دقيق منتشر نمايد؛ مي‌تواند به‌صورت يك منبع اطلاعاتي قابل اعتماد براي دشمنان در جهت گسترش ناسيوناليسم قومي مورد استفاده قرار گيرد.

نتيجه‌گيري

پس از اين‌كه تحليلگران نظامي ـ سياسي ايالات متحده متوجه شده‌اند از طريق تهديدهاي سخت‌افزاري صرف نمي‌تواند گزينه‌ي تغيير رفتار يا تغيير رژيم ايران را عملياتي نمايد، تصميم گرفته‌اند راهبرد خود را تغيير داده و تلفيقي از مؤلفه‌هاي سخت‌افزاري را تدارك ببينند و با تمركز بر ابزارهاي قدرت نرم و استفاده‌ي ابزاري از مفاهيم عوام پسندانه مانند دموكراسي، آزادي و حقوق بشر، بسترهاي ناآرامي‌هاي داخلي را به منظور امتيازگيري در عرصه‌ي خارجي فراهم نمايند و آنان با توجه به بافت هويتي ـ جمعيتي ايران بيشتر بر روي قوميت‌ها در نهدهاي مرتبط مانند وزارتخانه‌هاي كشور، اطلاعات، علوم، فرهنگ و صدا و سيما تشكيل شود تا بتوان به‌صورت هدفمند و پرهيز از كارهاي موازي، در كوتاهترين زمان به يك خرد جمعي در زمينه نحوه‌ي مقابله با تهديدهاي نرم‌افزاري دشمنان به‌ويژه در زمينه‌ي قوميت‌ها دست يافت.

جمهوري اسلامي ايران براي تأثيرگذاري مؤثر عمومي داخلي و منطقه‌اي مي‌تواند با ايحاد و به سايت‌هاي اينترنتي و حمايت از گسترش هدفمند شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي به زبان‌هاي فارسي، عربي و انگليسي در جهت تضعيف جنگ رسانه‌اي عليه ايران بهره‌برداري نمايد.

توصيه مي‌گردد جمهوري اسلامي ايران با حمايت از بعضي شبكه‌هاي ماهواره‌اي كه از داخل كشورهاي عربي پخش مي‌گردند، به‌طور غير مستقيم نقش خود را در محيط مجازي رسانه‌اي خاورميانه گسترش دهند زيرا جوامع عربي نسبت به برنامه‌هايي كه از كشورشان پخش مي‌گردد و به فرهنگ، سنت و زبان آنان همگوني دارد، تأثيرپذيري و اعتماد بيش‌تري دارند.

از طرفي ضرورت دارد مراكز وزارت اطلاعات در استان‌هاي مرزي و شهرهايي كه محل سكونت قوميت‌هاي مختلف است، نسبت به چاپ مقاله‌ها و تحركات مشكوكي كه مي‌تواند قوميت‌ها را تحريك نمايد، جلوگيري كرده و نهادهاي ذی‌ربط با شناسايي عوامل تحريككننده مسائل را ريشه‌يابي نمايند، زيرا مهار مشكل بسيار كم‌هزينه‌تر از مهار بحران است به‌ويژه در شرايطي كه نيروهاي نظامي ـ اطلاعاتي آمريكا و عوامل اطلاعاتي اسرائيل در اطراف مرزهاي جمهوري اسلامي ايران متمركز شده‌اند.

پایان

معاونت پژوهشی - دفتر مطالعات سیاسی

مجلس شورای اسلامی

کد موضوعی:160

شماره مسلسل:8418

آذرماه 1385

تلفن:88979025-31

http:/www.majlis.ir